غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
306
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
ابو المكارم را هرنوع باشد بدست آورده محبوس گردانيد و مردم تاشكند خواجه ابو المكارم را گرفته محبوس نمودند و شيبانى خان و آن دو خان عاليمكان را دو سه روزى نگاهداشته بعد از آن رخصت داد كه بهرطرف خواهند توجه نمايند اما خواجه ابو المكارم بعد از دو سه روزى كه در محبس بسر برد فرصت يافته بگريخت و پياده از تاشكند بيرون آمده محاسن شريف را تراشيد ليكن بواسطهء كبر سن و فقدان قوت رفتار نتوانست كه خود را به جائى رساند كه از شر اعدا ايمن ماند هم در نواحى آن شهرپناه بخانهء يكى از مردم آنجائى برد و آن بيمروت يكدو روز خواجه را نگاهداشته بعد از آن بعضى از هواداران شيبانى خان را بر صورت حال مطلع گردانيد و آن مردم خواجه ابو المكارم را گرفته نزد پادشاه خود بردند چون چشم خان كامياب بر خواجهء عاليجناب افتاد پرسيد كه ريش را چه كردى خواجه در جواب اين بيت را خواند كه بيت چراغى را كه ايزد برفروزد * هرآنكس پف كند ريشش بسوزد اما اين لطيفه هيچ فايده نداد و همان لحظه قهرمان سياست آنخواجه عالىنژاد را بعالم آخرت فرستاد و بعد از اين وقايع رايت شوكت شيبانى خان بيشتر از پيشتر مرتفع گشته سمرقند را دار الملك ساخت و برادرش سلطان محمود بدستور سابق لواء حكومت در بخارا برافراخت ايالت تاشكند و ولايات سلطان محمود خان و الجه خان باعمام او كوچ كونجى خان و سونجك سلطان كه والده ايشان دختر ميرزا الغ بيك گوركان است تعلق گرفت و منصب داروغگى شاهرخيه بامير يعقوب كه در سلك اعاظم امرا انتظام داشت سمت اختصاص پذيرفت . ذكر رسيدن امير محمد باقر بملازمت حضرت پادشاه عاليجاه ظهير الدين محمد بابر و بيان سبب وصول امير خسرو شاه بدرگاه سلطان بديع الزمان بهادر چون پادشاه اسلامپناه از معركه سلطان محمود خان و الجه خان عنانيكران بصوب مغولستان گردانيد و يكدو روز در طى مسافت اوقات گذرانيد بوضوح انجاميد كه فوجى از معاندان دهانه دره را كه در آن راه واقع است مضبوط ساختهاند و به خيال دستبرد پاى جلادت محكم كرده تيغ عناد آختهاند بنابرآن حضرت پادشاهى از سلوك آن طريق احتراز واجب دانسته به راه غير معهود بجانب حصار شادمان شتافت و از آنجا عنان توجه به طرف مدينة الرجال ترمذ تافت حاكم آنولايت امير محمد باقر كه از صولت سپاه اوزبك شبى بفراغت بر بستر استراحت نمىغنود وصول موكب همايون بابرى را فوزى عظيم دانسته با ساورى و پيشكش به خدمت شتافت و آن حضرت در باب توجه به طرفى كه متضمن مصلحت دولت باشد با وى مشورت نمود امير صايبتدبير بعرض آن زيبنده تاج و سرير رسانيد